تعامل چرب فرهنگ وسیاست !
از دیر باز ، فرهنگ در این مرز و بوم ، تابع سیاست سیاس بوده و این تبعیت همیشه تبعات عجیب و غریب داشته تا جایی که یک آدم سر تا پا فرهنگی از مجموعه ای پا تا سر سیاسی سر درآورده و در این امر آن قدر افراط می کند تا به مرز خود سری برسد . آدمی که با یک عمر کار فرهنگی کردن (ولو آب دوغ خیاری عمل کردن) خود را در مقام یک دیپلمات مطرح در تمامی مجامع رسانه ای و سیاسی دنیا دیده و یار غار خاویر سولانا شده و با کوفی عنان و بان کی مون قهوه فرانسه سر می کشد ! ناگهان از مجلس سر در آورده و داعیه ریاست هم به سرش می زند .
از آن طرف هم آدمی که یک عمر تا بن دندان فرهنگی بوده و ساز و کار واژه سازی را در دست گاه خود می پرورانده ، ناگهان با صندلی های سرخ و بعد سبز مجلس ، هم دم شده و به آن هم رضایت نداده و پشتی ای مخملین هم به این کرسی ها می افزاید (بنا بر سنت من درآوردی رؤسای مجلس شورای اسلامی !) و دست آخر کار به رقابت برای زود نشستن روی این صندلی ویژه می کشد . درست مثل عوالم بچه گی هایمان که پیش از این که گرگ شویم می پریدیم روی ارتفاع و می گفتیم : « بالا بلندی ! »
پس در این بین نباید متعجب شد اگر ببینیم که چلو کباب و دیزی سنگی را با فرهنگ در بیامیزند و به پیتزا و ساندویچ هم اسانس سفیر بیفزایند !
نظر شما جز این است ؟ !



