تبليغاتX
شیدایی - اين شرح بي‌نهايت (3) ـ صعود عدم به مهبط آدم

 

صعود عدم به مهبط آدم

هر مسلمون معتقد به اوليه‌هاي دين، از آرزوهاي قشنگ‌ش توفيق ديدن خونه‌ي خدا و زيارت مزار پيغم‌بر و ائمه‌ي بقيعه. آرزويي كه با مستطيع بودن، آرزويي واجب و غير اون (حتا عمره‌ش) مستحب مي‌شه. و اين آرزو، تو دو مقطع زماني با فاصله‌ي اندك و با شرايطي ويژه نصيب من شد. اولي بدل از مراسم ازدواج كه قصه‌ي مفصلي هم داره و دومي هم براي ساخت يه مجموعه‌ي مستند كه اگه شما حق و حقوقي ديديد، من هم ديدم (تهيه كننده‌ي كار، يه شير پاك خورده‌اي بود كه خيلي به مسائل حلال و حرام اعتقاد داشت، و البته به روح هم اعتقاد داشت! من هم نامردي نكردم و همه چي رو حواله كردم به حضرت زهرا سلام‌الله عليها). بماند. داشتم مي‌گفتم كه در اين دو مقطع زماني يعني آخر تابستون 84 و اول تابستون 85، منه عدم، صعودي داشتم به سرزمين هبوط حضرت آدم علیه السلام.

جونم براتون بگه كه اصولا كار عكاسي و تصوير برداري در حجاز، جزء امور شاقّ و طاقت‌فرساست. بنده در سال 80 هم توفيق حضور در افغانستان دوره‌ي طالبان رو پيدا كرده بودم و و ايضا پرداختن به مهمي چون عكاسي رو. گير هم افتادم. اما اون گير افتادن كجا و اين گير افتادن‌ها كجا. يه بار دوربين‌م تو بقيع توقيف شد و نگاتيوش رو مثل دل و روده‌ي گوسفند ذبح شده بيرون كشيدند. دفعه‌ي ديگه خودم دست‌گير شدم و به زير زمين بقيع منتقل شدم و يه نيم ساعتي بحث و جدل در خصوص اعمالم و تفكرات متحجرانه‌ي جماعت وهابي مسلك. يه بار هم در حين تصويربرداري از دور ديدم كه مسؤول شؤونات اسلامي چند نظامي رو به سمت من گسيل كرده كه خيلي تر و فرز دوربين PD170م رو به ارباب‌م رسوندم و اون هم دوربين رو زير چادر زد و با چند خواهر ديگه به سمت هتل رفتند و من هم اداي كسي رو درآوردم كه داره با يه دوربين هندي‌كم كلنجار مي‌ره و هيچي هم از كار با اون سر در نمي‌آره (البته تو واقعيت هم همين‌طوره). بار آخري هم در حيني كه به واسطه‌ي محدوديت‌هاي پيش‌گفته، با استفاده از گوشي هم‌راه سعي داشتم از بارگاه حضرت رسول عكس بگيرم، با يكي از اين ناصبيون ريش خضاب شده درگير شده و از صحن حرم اخراج شدم. البته از اين نوع درگيري‌ها با مؤذن حرم حضرت رسول بر سر اصرار بنده بر اقامه‌ي نماز تحية حرم مابين دو نماز ظهر و عصر هم داشتم كه اين‌بار با خيل عظيمي از اين جهال طرف شدم، ولي از رو نرفتم و علي‌رغم حرام حرام گفتن‌هاشون نمازم رو در روضه‌ي نبوي اقامه كردم!

در هر صورت، تو هر دو باري كه تو حجاز بودم از تنها موردي كه غافل نموندم (درست عين‌هو اعتكاف!) عكاسي بود و عكاسي، حال چه با دوربين و چه با گوشي موبايل. بزرگ‌ترين ايراد اين كارايي هم كه اين‌جا مي‌بينيد اينه كه چون اون عكسا رو من با دوربين آنالوگ انداخته بودم، لذا به خاطر اسكن شدن، اون اصالت عكس چاپ شده و يا عكسي كه با دوربين ديجيتال انداخته و ديده مي‌شه رو ندارند، به خصوص كه خيلي بي‌حوصله هم اسكن بشند!

گفتني از اين دو تا سفر زياده، هم اولي (كه اولين ديدار بود و اولين خواستن‌ها) و هم دومي (كه با هزار خواهر طلبه‌ي حوزه‌هاي علميه هم‌راه بوديم و هدف جز زيارت، ساخت مستندي بود از حال و هواي اون‌ها) ولي چيزي كه تو دست‌رس‌تر از هر چيزي تو اين ايام مبارك براي شماست، همين مجموعه‌ي عكسيه كه پيش روتونه و آرزوي بنده هم اينه كه قسمت شما هم اين زيارت بشه كه با هيچي نمي‌شه عوضش كرد. در خصوص اين پست هم سعي كردم يه دسته بندي مختصر و چينش خاص براي اين عكسا داشته باشم و كمي هم توضيح بالاي هر دسته. ببينيد و حسرت ببريد!


خوش عكس‌ترين پيام‌بر عالم

يقين دارم كسي مخالف اين حرف من نيست كه خوش‌خلق‌ترين انسان‌ها از ابتداي خلقت تا كنون، حضرت پيام‌بره و تو خوش‌اخلاقي كسي به گرد پاي ايشون هم نمي‌رسه. اگه از عكاس جماعت بپرسيد خواهد گفت كه خوش عكس‌ترين خلايق هم باز ايشونه و بارگاه‌ش و اون گنبد دوست داشتني خضراش. عكاس نبودن من و هنر نداشتنم تو اين عرصه و در عين حال ناز بودن اين عكسا، خودش شاهديه براي اين ادعا.

اين عكس اوليه رو هم محض پررويي و دهن‌كجي به نيروهاي پليس شؤونات عربستان گرفتم و وقتي هم كه فرمان‌ده به نيروش من رو نشون داد كه دارم ازشون عكس مي‌گيرم، الكي شروع كردم به كادر بندي براي عكس گرفتن از حرم حضرت رسول صلي‌الله عليه و آله و سلم و اصلا به روي خودم نياوردم كه دارند من رو مي‌پان و يا مي‌خوان بگيرندم. يارو پليسه هم كه ديد من از رو نمي‌رم و دارم به كارم ادامه مي‌دم، از پله‌هاي بقيع هولم داد پايين و امر كرد كه ديگه بالا نيام. من‌م نيومدم! البته فقط يك ساعت!

              


السلام عليكم يا اهل بيت النبوه

 

از ديگر ديدني‌هاي معنوي مكه و مدينه، قبور بزرگان دينه كه در مهجوريت و مظلوميت تمام به حال خودشون رها شدند و به بهونه‌هاي مختلف هم مورد توهين كفار حاكم بر حجاز قرار مي‌گيرند. به خصوص قبرستان بقيع و مزار چهار امام معصوم. زيارت اون قبور، خودش هزار و يك مكافات درگيري با پليس شؤؤنات رو درپي داره، واي به وقتي كه عكسي هم بخوايد بندازيد. و من انداختم و بار اول بازداشت شدم و بار دوم به يك فريم، اون هم با كيفيتي كه مي‌بينيد بسنده كردم.

غريبانه‌ترين مزار تو بقيع هم متعلق به مادر عباس سلام‌الله عليه، حضرت ام‌البنين عليها‌السلام هست كه فقط مي‌تونم بگم چه‌قدر غريبه اين خانم...

احد و شهداي اون جنگ و منطقه، مثل حضرت حمزه سيدالشهدا هم يه جور غريبي ديگه‌اي رو با خود دارند. ولي نكته ديدني و گفتني قبور شهداي احد، به كار رفتن ضريح ائمه‌ي بقيع در كنار قبور اين شهداست. ضريحي كه چهل، پنجاه سال پيش در پي تخريب بارگاه ائمه‌ي معصوم، براي بي‌حرمتي به اعتقادات شيعه از مزار اون‌ها جدا شد و با پي‌گيري‌هاي دوست‌داران اهل بيت، جزءي از حصار مزار شهداي احد قرار گرفت.

قبرستان معلاة يا قبرستان ابي‌طالب عليه‌السلام از اوضاع به‌تري برخورداره. اين قبرستان كه در گوشه‌اي از شهر مكه‌س، شكل و شمايل تميز و مرتبي داره. مزار حضرت ابوطالب عليه‌السلام، ام‌المؤمنين حضرت خديجه سلام‌الله عليها، حضرت عبدالمطلب پدربزرگ حضرت رسول، حضرت عبدمناف جد اعلاي حضرت رسول و مزار بسياري از بزرگان دين اسلام در اين قبرستان قرار داره. قبل‌ترها بر روي مزار حضرت خديجه سلام‌الله عليها بقعه‌اي قرار داشت كه حكام سعودي اون رو ويران كردند. و حالا اين هست كه مي‌بينيد.

قبور ائمه‌ي بقيع مزار حضرت ام‌البنين سلام‌الله عليها قبور شهداي احد و حضرت حمزه ضريح بقاع تخريب شده‌ي ائمه‌ي بقيع كه در حصار شهداي احد كار شده است قبرستان معلاة (ابوطالب) قبرستان معلاة (ابوطالب)


زيارت‌گاه

از ديگر زيارت‌گاه‌ها و ديدني‌هاي مكه و مدينه، مساجدي هست‌ش كه يا توسط خود پيام‌بر و يا ائمه و صحابي ساخته شده و يا اين‌كه يه روزي اون بزرگ‌وارها اون‌جا نمازي به پا داشتن و پي‌روان‌شون جاي قدوم و سجده‌گاه اون‌ها مسجدي رو ساختند. بعضي جاها هم فقط ديدنيه بدون امكان زيارت، مثل مولدالنبي صلواة‌الله و سلامه عليه (كه محل تولد حضرت رسول بوده و باز هم بقعه و بارگاهي داشته كه تخريب مي‌شه و در دهه‌هاي پيش يكي از شهرداران مكه، جاي اون كتاب‌خونه‌اي مي‌سازه) كه رو‌ به ‌روي كوه ابوقبيس و در مجاورت شعب ابي‌طالب قرار داره. يا منزل حضرت خديجه سلام‌الله عليها كه محل تولد حضرت زهرا عليهاالسلام هم بوده (و امروز در پشت بازار ابوسفيان جاي اون خونه هتلي بنا شده كه احتمالا اون هتل نارنجي رنگ توي عكسه).

در كنار قبرستان معلاة، پل حجون بنا شده كه اين‌جا، همون محل كشتار حجاج ايراني در سال 1366 هست‌ش (همين عكسي كه كبوترها در اون به پرواز دراومدند).

كوه نور هم كه محل عبادات حضرت رسول و محل اولين وحي آسماني به اون حضرت در غار حراء‌س.

مساجد ديگر هم مكان‌هايي است كه حضرت رسول روزي در آن‌جاها نماز جماعت (نماز عيد، نماز باران و ...) خوانده و مسجد شجره هم محل احرام حاجيان براي شروع اعمال عمره‌س و مسجد قبا هم اولين مسجد بنا شده در دين اسلامه كه در حوالي مدينه قرار داره. مسجد فتح هم محل استقرار حضرت رسول در جنگ خندق و يا احزابه.

مولد النبي / محل ولادت حضرت رسول / مكتبة المكة المكرمة خانه‌ي حضرت خديجه سلام‌الله عليها و محل ولادت حضرت زهرا عليها سلام (احتمالا هتل نارنجي رنگ) كوه نور (محل قرار گرفتن غار حراء) يكي از مكان‌هايي كه حضرت رسول در آن نماز گزارد (معروف يه مسجد ابوبكر) كوه احد نماد غنيمت‌خواري و دنياداري مسجد غمامه (محلي كه حضرت رسول جهت طلب باران نماز استسقا به جاي آورد) محل كشتار حجاج ايراني در سال 1366 مسجد قبا اولين مسجد اسلام حقيقت‌ش اسم اين مسجد رو از خاطر بردم مناره‌ي مسجد قبا مسجد فتح (محل استقرار حضرت رسول در جنگ خندق) مسجد شجره (محل احرام بستن حجاج) مسجد قبا مسجد شجره (محل احرام بستن حجاج)


ديدني‌ها

از ديدني‌هاي هميشه‌ي مكه، حضور حاجيان عمره‌گزار در عرفات و مشخصا محل جبل‌الرحمه و تماشاي زوار غافل از همه جاست. اون‌هم در بالاي بلندي‌اي كه محل قبولي توبه‌ي حضرت آدم عليه‌السلام پس از دويست سال گريه و انابه‌س و اون‌هم به واسطه‌ي خوندن روضه‌ي امام حسين عليه‌السلام توسط جبرييل امين. حالا جاي قبولي اون توبه در سال‌هاي اخير ستون اُبليسكـ (نماد شيطان و شيطان پرستي) ساخته شده و ابليسكي كه در جمرات بوده و به عنوان نماد شيطان، رمي و سنگ‌سار مي‌شد خراب شده و جاش ديواري پهن كشيدند براي سهولت اعمال حجاج! بقيه ابليسك‌ها هم سر و مر و گنده يا تو مصر عهد فراعنه‌ي رع (شيطان) پرست باقي موندند و يا توسط حكام فراماسون غربي به شهرهاي لندن، پاريس، نيويورك، واشنگتن و ... منتقل شدند. اين هنر از هنرهاي خاص آل‌سعوده كه جاي بحثي مجزا مي‌طلبه و فقط به اين خدمت‌گزاري محدود نمي‌شه. حالا حاجي جماعت هم با افتخار پله‌هايي رو كه تو قرن ششم هجري توسط جمال‌الدين اصفهاني وزير وقت موصل و شام ساخته شده رو  بالا مي‌ره و در كنار نماد نوين شيطان‌پرستي (كوكاكولا) نماد باستان شيطان‌پرستي (اُبليسك) رو مَس و استلام و امضا مي‌كنند و عكس يادگاري باهاش مي‌ندازند. پايين كوه هم يا اسباب‌بازي براي نوه‌ها و بچه‌هاي فاميل مي‌خرند و يا با شتر اين‌ور و اون‌ور مي‌رند و باز عكس يادگاري و يا يك مشت وسايل بنجل و زاغارت ساخت هند و پاكستان و چين و تركيه رو تو توشه‌ي سفرشون جا مي‌دند و يا مثل من سيريشم عكاسي كردن مي‌شند! در كنار اين اوضاع، جمعي حبشي و زنگي به اين جماعت گندم بسته‌بندي شده رو فلان ريال (سعودي) مي‌فروشند تا جلوي كفترا ريخته شده و حاجت روا شند. و باز هم در كنار اين اوضاع، يه عده سر تا پا مشرك، دستورالعمل زيارت صادر مي‌كنند و به زبون‌هاي فارسي و تركي و عربي، ديگران رو از شرك بازمي‌دارند!

از ديگر ديدني‌ها هم (كه اين روزا گريبان همه‌ي فرقه‌ها رو گرفته) استفاده‌ي باجا و بي‌جا از تلفن هم‌راهه. از دست فروش حبشي تو احد بگير تا حاجي تازه به دوران رسيده‌ي ايراني و واي به وقتي كه هم‌راه اين حاجي‌هاي ايراني بشي. چيزي كه اصلا ديده نمي‌شه حج و خدا و پيغم‌بره!

در اين‌جا خوبه كه يادي هم بكنيم از مجموعه‌ي خدمات‌رساني بن لادن سعوديه كه يكي از اعضاش همين اسامه‌ي خودمونه كه از طريق فاميل، حق و حقوق‌ش به حساب ريخته شده و يا كنار گذاشته مي‌شه. و تمام امور مربوط به نظافت، سقايت (آب‌رساني)، تعمير و نگه‌داري، خدمات‌رساني و چه و چه و چه در حرمين شريفين (مكه و مدينه)، به عهده‌ي اين مجموعه و اين خاندانه. خدا هم‌چنان و هم‌واره حفظ‌شون كنه!

ناگفته نمونه كه در كنار اشرافيت اسراف‌زده‌ي سعودي، فقر بر خيلي از محلات مكه و مدينه و حتا خيلي از مساجد اون حاكمه.

دامنه‌ي جبل‌الرحمه فراز كوه جبل‌الرحمه نماد شيطان‌پرستي نوين (كوكاكولا) و نماد شيطان پرستي كهن (ابلسيك) در يك قاب امضاء! شتر جبل‌الرحمه (سرگرمي حاجيان ظاهري!) دخترك گندم فروش! چتري براي دو نفر خاص بنقل عمال و منسوبي مجموعة بن لادن السعودية / سرويس اختصاصي كاركنان شركت بن لادن سعودي! تكنولوژي در خدمت غنيمت‌خواران احد! نماد اشرافيت نوين سعودي در كنار نماد وحدانيت كهن حجاز دستورالعمل مشركين براي پرهيز از شرك ابليسك تخريب شده‌اي كه ديوار جايش احداث شد (رمي جمره) مسجدي محقر در كوچه‌اي بن‌بست


هم‌راه اول و آخر!

در خيلي از جاها كه امكان هم‌راه داشتن دوربين عكاسي نبود، مثل خيلي از تازه به‌ دوران رسيده‌هاي پيش‌گفته، گوشي هم‌راه‌م رو به كار انداخته و فرت و فرت عكس مي‌گرفتم. از داخل مسجدالحرام با بك‌گراند كعبه و درون بقيع با بك‌گراند مسجدالنبي بگير تا كوچه‌ي بني‌هاشم (مابين مسجدالنبي و بقيع) و غار حراء و مسعي (از فراز كوه صفا) و ... از اون‌جايي كه تو سفر دوم‌مون از الطاف الهي هم برخوردار بوديم و هتل‌مون در مجاورت بقيع و مسجدالنبي واقع شده بود، و به خاطر نزديكي بيش از اندازه! و نبود لنز وايد، براي ثبت نماي بين‌الحرمين (بقيع و مسجد) در يك كادر، مجبور شدم با همين گوشي ‌هم‌راه اين فريم رو ثبت كنم.

دور نماي مسجدالنبي از قبرستان بقيع دور نماي مسجدالنبي از قبرستان بقيع مجل تخريب شده‌ي كوچه‌ي بني‌هاشم (مابين بقيع و باب جبرييل مسجدالنبي) تصويري منحصر به فرد از بين‌الحرمين (مابين بقيع و حرم نبوي) تصويري منحصر به فرد و بد كيفيت از قبور ائمه‌ي بقيع كعبه غار حراء مسعي از فراز صفا 


ان‌شاءالله

ان‌شاءالله تو همين روزا قسمت همه‌تون بشه.

يا علي ...

 

نوشته شده توسط سهیل کریمی در ساعت 6:32 | لینک  |