
خيلي وقتها (طبق اونچه كه در اولين پست شيدايي هم ميبينيند) سوژههاي عجيب و غريب تو تاكسيها ديده ميشه كه نشون دادن اون به ديگران خالي از لطف نيست (شرطش اينه كه اين شيدا كوچولوي ما هم همراهمون باشه). يكيش همين تاكسي خط پونك-شهرك قدس (غرب) كه مشاهده ميكنيد! حالا گذشته از غلط غلوط بودن جملات و واژهها...
ادامهي نوشته
يك توضيح به ظاهر ضروري: براي درك بيشتر مطلب، ابتدا آن را كامل بخوانيد، سپس در بازخواني، روي كلمات و جملات آبي كليك نموده و براي بازگشت به شيدايي، نشان سبز رنگ Back را كليك كنيد!
ـ كجايي سهراب ؟!
كت و شلوار هاكوپيانش را پوشيده بود. روزهاي آخر آرميتا بود. قرار بود همان روزها برگردد آمريكا. ارميا آمده بود براي بدرقهاش و شايد حرفهايي بيشتر. وارد قطعهي چهل و هشت كه شد، ديد چند كارگر افغاني، مشغول در آوردن پايههاي آلومينيومي عكسهاي شهدا هستند...
ادامهي نوشته

