
هر مسلمون معتقد به اوليههاي دين، از آرزوهاي قشنگش توفيق ديدن خونهي خدا و زيارت مزار پيغمبر و ائمهي بقيعه. آرزويي كه با مستطيع بودن، آرزويي واجب و غير اون (حتا عمرهش) مستحب ميشه. و اين آرزو، تو دو مقطع زماني با فاصلهي اندك و با شرايطي ويژه نصيب من شد.
ادامهي نوشته

هر سال وقتي ايام اعتكاف و يا همون ايامالبيض ميرسيد، از دور تماشاگر اين همآيش روحاني بودم و هيچ دركي هم از اوضاع و احوال اون نداشتم. يادمه اواخر دههي هفتاد يعني اون روزا كه مبحث معتكف شدن تو جامعه داشت پا ميگرفت، ميخواستم برم مسجد دانشگاه تهران و لحظات اونچنيني رو با دوربين نيكوني كه داشتم ثبت كنم. عمرا اگه من رو راه داده باشند! واسه همينم تو اين زمينه خيلي عقدهاي شدم.
گذشت و گذشت تا چند وقت پيش كه حامد اميني سر موضوعي كه هيچ ربطي به اعتكاف نداشت از من دعوت كرد كه به جمعشون تو مسجدالنبي شهرك قدس ديروز و شهرك غرب امروز! بپيوندم. كمي ترديد داشتم ولي ...
ادامهي نوشته